عروسی حضرت نرگس "مادر امام زمان "
او می آید
داستان زندگی امام مهدی (عج)

جشن عروسی
شیشه های ظریف وخوشرنگ مخصوص را که برای میهما نیهای پرشکوه آماده می سازند از انبار بیرون آورده اند .
خدمتگزاران قصرقیصر با ظرافت و دقت بسیار ظرفها را گرد گیری کرده و اکنون آنها را پر از نو شیدنی ساخته اند نوشیدنی هایی با رنگ و بو و طعمی متفاوت با همدیگر .
در سر تا سر تالار مخصوص جشن ، شمع هایی عنبر آلوده را درون تشتهای مخصوص گذاشته اند .
شمعهایی که هر کدام دهها کیلو وزن داشته و چندین شب بیدار خواهند ماند تا به این تالار عظیم روشنایی بخشند و فضا را با سوختن خود عطر آگین سازند .
بساطی که برای پذیرایی از میهمانها گسترده اند بر کرسیهایی مخصوص قرار دارد .
کرسی هایی با روکش طلا کاری شده وپایا هایی از جنس عاج ناب فیل ! سینی ها یی از جنس نقره بر کرسی ها گذاشته اند سینی هایی بسیار برزگ که در داخل هر کدامشان
مجسمه هایی کوچک ازفیل زرافه شیر ومانند آن قرار داده اند که جنس آن از طلا ونقره است . رسم ، اینگونه می باشد که قیصر این جواهرات گرانبها را بعد از پایان مراسم جشن میان مهمانان تقسیم کند . یاقوتهای قرمز اناری و قرمز کبود که از ارزشمندترین نوع یاقوت است در سینی هایی جداگانه چشم را به زیبایی خود خیره می سازد .
حوض بزرگی که با پوشش طلایی رنگ خود ، برق خیره کننده ای را در زیر آب چون اشک چشمش نمایان ساخته است بر دلنوازی و شکوه تالار جشن حرف اول را می زند
در پا شوره های حوض نوعی نیلوفر آبی بسیار زیبا را کاشته اند که بر سینه آب اینسو وآنسو می روند .
تمام کف حوض را با سکه های ریز ودرشت طلا ونقره پر ساخته اند و پاشوره ها پوشید ه از دانه های تابنا ک مروارید سفید می باشد نیلوفرها انگار که ریشه به مروارید ها سپرده اند .
پانصد غلا م سفید رو و زیبا چهره که همگی سینی های طلا در دست خواهند داشت مامور هستند که خورد و خوراک میهمانها را به آنها برسانند و پانصد غلام دیگر با سینی های نقره ای باید ظرفهای غذا و شیشه ها ی نوشیدنی را که خالی می شوند از تا لار خارج سازند .دورادور تالار را کرسی ها و صندلی های گوناگون چییده اند بر هر کرسی رو اندازی مخصوص و بسیار گرانقیمت که زربافت وجواهر نشان می با شد گسترده اند میهمانان به نسبت احترام و درجه ای که نزد قیصر روم دارند براین کرسی ها می نشینند .
قیصر بر صندلی مخصوص خویش که در مرکز تالار قرار دارد ؛ جلوس خواهد داشت . تخت ویژه ای که برای که برای نشستن عروس وداماد آماده کرده اند در سمت راست او قرار دارد و میهمانان به نسبت مقام خود از سمت چپ قیصر جاهای نشستن را پر خواهند ساخت .
خرمن انبوهی از گلهای زیبا و عطر آگین که به طرزی زیبا و باسلیقه دسته شده اند با طنابهای ابریشمین از هر کجای سقف تالار آویزان شده است .
طاووسی دست ساخته که پرهایش از شیشه بسیار ظریف میناکاری شده و به رنگ طلا می باشد ، بر سنگ بزرگی از مرمر با پایه های فوق العاده زیبایی که هنر چندین ماه تراشکاران است قرار دارد این طاووس تماشایی و وسوسه انگیز درپشت تخت ویژه عروس و داماد خود نمایی می کند
پرده های ابریشمی گلدار با راه راه ظریف درمیان تار و پود شان که از جنس طلا و نقره می باشد قامت بلند خودشان رااز سقف تالار تا زمین کشانیده اند ...
همه چیز قصر پر شکوه است پرشکوه ؟!
قیصر روم برای چنین میهمانیها یی که گاه گاه ممکن است پیش بیاید از هیچ نوع خرجی چشم پوشی نکرده است ؟
خدمه ای که مامور تزیین تالار عروس بوده اند هر چه توانسته اند خرج کرده اند تا همه چیز و همه جای تالار جشن را زیبا و شکوهمند سازند .
میهمانان جشن انتخاب وگلچین شده اند ؟ روحانیون مسیحی که برجسته ترین میهمانان هستند از مدتها قبل انتخاب و به میهانی دعوت شده اند.
سرداران لشکر وصاحب منصبان سپاه روم نیز ، از جمله دعوت شدگان هستند .
بزرگان حکومتی کارگزاران دور و نزدیک شهر ها و سر زمینهایی که در تسلط حکومت روم می باشد اشراف روم و ثروتمندانی که هدایا و پیشکش های استثنایی به دربار فرستاده اند بیشترین تعداد را که چهار هزار میهمان می باشد تشکیل می دهند ...
روز موعود فرا میرسد وسر انجام تالار به ازدحام و هیاهوی مردان و زنان رومی تسخیر شده وجشن عروسی شروع می شود عروس وداماد چه کسانی هستند ؟
عروس دختر یشوعا ونوه قیصر روم است .
این عروس احترام وعظمتی بی همتا در میان مردم مسیحی روم را دارا می باشد و روحانیون مسیحی نگاهی فراتر از یک شاهزاده خانم رومی بر او دارند .
دلیل این امتیاز ویژه چیست ؟
شاهزاده خانم رومی که امشب به خانه بخت خویش خواهد رفت از نسل شمعون بن صفا وصی حضرت عیسی (ع) می باشد دختری پاکیزه و نیکو خلق و نیک اندیش که ریشه در تبار یاران عیسی مسیح (ع ) دارد .
چنین خصوصیت و امتیاز ویژه ای که او دارد در نزد هیچ کدام از دختران دیگر رومی یافته نمی شود .
داماد نیز یکی از شاهزادگان رومی است برادر زاده قیصرروم که بسیار مورد توجه ومحبت قیصر قرار دارد .
التهاب و هیجانی که بر تمام حاضران در تالار حاکم میباشد با ورود عروس وداماد به اوج خود می رسد ؟
شاعران سخنگویان روحانیون ورزیدگان در کار هنرواحساس لحظه ها را ذره ذره اش را درذهن وروح خود فرو می بلعند تا همه چیز وتمامی دقایق حوادث را به خاطر بسپارند تا روز ها و روز ها یافته های فکر خویش را برای غایبان در این جشن بازگویند هر کس به زبان خود وبا هنری که در نزد خویش دارد حرفها خواهد زد .
شاید بعضی از آن مردم درک کرده باشند که در این میهمانی چیزی عجیب وغیر عادی وجود دارد.چیزی که می توان فقط آن را احساس کرد نه اینکه بر زبانش آورد .
یک احساس گنگ و مبهم که گاهی می آید اما چهره نمی نمایاند . فقط خودش را بر قلب و روح آدمی مسلط می سازد آن وقت آدم می بیند که در یک جریان غمگینانه نمی تواند اندوهگین باشد و یا در مجلسی که به شادمانی برپا داشته اند در چنین شبی که همه چیز برای شادمانی وسرور بر پا گشته است شاید بتوان صداهایی را شنید صدایی همچون آوای فرشتگان . ندایی غیبی که دریچه دل می کوبد وبا دل سخن می گوید بعد دل است که چشم گشوده وبه همه چیز وهمه جا می نگرد . نگرشی دگرگون با هر آنچه چشم سر می بیند.
آنهم زیور و تزیین شگرف تالار انگار به هیجان آمد و خروش برداشته اند ذرات نور از زمین پر کشیده و به سوی سقف بلند تالار می روند عودهای معطر انگار در هیجان آتشی که بر دل دارند تندتر می سوزند .
بعضی ها تاب نمی آورند آنهایی که با پهنای دست چشم خودشان را می پوشانند . شاید هم می خواهند خودشان را از این حالت (خواب وبیداری) یی که در پندارشان دویده است رها سازند !
ناگهان اتفاق می افتند .
ذرات همه بر جای خود خشک شده اند و آدمها بی هیجان بدون فریاد و قهقهه عاری از هر گونه حرکت و جنبش سراپا چشم با تمامی وجود چشم شده اند که آن واقعه روی میدهد.
کدام واقعه ؟؟
لرزه ستونها و دیوارهای کاخ .
لرزیدن زمین .
زلزله روی داده است . زلزله.
زمین بر خود می لرزد . آنچنان که هر چه را بر خود نهفته دارد واژگون میسازد .
دستهایی دستهایی بزرگ ومعجزه گر که براین پیوند راضی نیست ، همه چیز را بر هم می ریزد .
همگی مردان تالار بر زمین می افتند بزرگترها و کوچکترها
همه وهمه در اطراف قیصر به زمین افتاده اند .
روحانیون مسیحی که همگی پاره هایی از انجیل در دست داشته و به مراسم دعای پیش از عقد مشغول بودند اینک با صورت بر این نوشته ها افتاده اند .
افسران وصاحب منصبان سپاه روم در بهت و حیرت این واقعه هنوز خود را از زمین جمع نکرده اند . قیصر ترسان و حیران از چنین اتفاق غیر منتظره ای با چشمهای از حدقه بیرون زده هر سورا به نگاه می کاود .
بزرگ روحانیون مسیحی چهره ای عبوس و گرفته دارد .او نزدیکترین فرد به قیصر است و زودتر از دیگران خود را به او می رسا ند ؟
قیصر با لبهایی که لرزه دارد و نگاهی که انگاربر سنگ خشم آورده تا آنرا بترکاند و فروپاشد چشم به او می دوزد . بزرگ روحانیون در مقابل قیصر زانو زده و صلیبی را بر سینه خود رسم کرده وبه کلامی آرام می گوید :
از این حادثه بدی و نافرجامی کار مشاهده می شود .امید است که قیصر روم اکنون از جاری ساختن خطبه عقد منصرف شوند تا در کار این واقعه بی سابقه تحقیق نماییم.
قیصر که به گفتار روحانیون اعتقاد دارد این سخن را می پذیرد .اما از سوی دیگر میل دارد تا به هر شکلی خاطره چنین شبی را در افکار و اندیشه میهمانان خود شیرین ودلنشین به یادگار گذارد . پس به کلامی که حیرت را در خود نهفته دارد. می پرسد؟ کدامیک از آن دو نفر را بر تخت نحوست وشومی سوار می بینید .عروس یا داماد را ؟
بزرگ روحانیون سر پایین می اندازد و دقایقی به اندیشه مشغول می شود عروس ؟!
اوکه ریشه در چنان اصالت پاک وبرجسته ای دارد .
نه...نه...بر او چگونه می توان شک برد . داما د؟
مردی که وابسته به خانواده سلطنتی است و این امتیازی بزرگ برای او به حساب می آید . اما با تمام شایستگی هایش این داماد شایسته چنان عروسی نیست .
بزرگ روحانیون وقتی سر بالا می آورد نیم نگاهی به داماد دارد .
قیصر روم نحسی داماد را باور میدارد باید بر چنین نحوستی که پدیدار گشته است غالب آمد . مردی دیگر که شایستگی ازدواج با دخت یشوعا را دارد در ذهنها جستجو می شود وسرانجام یافته می شود .
برادرداماد او هم برادر زاده دیگر قیصر است و ویژگیهایی خاص خویش دارد .
شاید غفلتی شده باشد ممکن است اشتباهی پدید آمده است کسی چه می داند این برادر .او ممکن است شایسته عروس ما باشد ؟
قیصر روم تحت تاثیر اندیشه های اطرافیان خویش چنین دستور می دهد .
دست به کار شوید وهمه چیز را بر جای خودش قرار دهید تا فرمان ما صادر شود .
خدمه وکارکنان تالار جشن کارهای عادی خود را رها ساخته وبه بازسازی آنچه واژگون شده است می پردازند .
هنوز فرمان تازه قیصر راجع به داماد جدید درگوش روحانیون مسیحی جاری نگشته است که باردیگر جنبش آغاز میشود .
تالار جشن این بار تکانی شدید برخود می بیند دنیای پر هیاهو وشادمانی که یکبار دیگر میل آغاز دارد با بیابانی از وحشت وحیرت بدل می شود .
چراغهای عود سوز و شمعهای عطر آگین خاموش می شوند.
فریاد ترس وگریز میهمانان در دود غلیظی که نفس ها را تنگ ساخته است می پیچد شعله مرده چراغها همچنان دود می کنند . ظرفهای غذا و جامهای نوشیدنی که در زیر دست و پای مردم افتاده است تعادل وحرکتی را اگر باشد بر هم می زند چهره ها مشخص نیست . آنچه دیده می شود تاریک وسایه است که روی زمین بر هم می غلتند .
چه کسی را می توان محکوم دانست ؟
این پرسشی است که جان قیصر را به درد آورده است . اما او هرچه بیشتر می اندیشد کمتر می یا بد .
حادثه ای که پدید آمده است کاملا بی سابقه بوده واز میدان تجربه ودانش دانشمندان رومی بیرون میباشد .بر همین اساس است که نمی توان فکر را بر کسی یا چیزی خاص متمرکز ساخت ...
اکنون از آن واقعه هولناک ساعتها می گذرد ساعتی هم از رفتن مهمانان گذشته است .
خدمه و کارکنان تالار جشن خسته وسر در لاک خویش به کار جمع آوری و مرتب کردن چیزهایی مشغول هستند که بر زمین پخش و پلا گردیده است .
قیصر که همچنان سر به گریبان خویش دارد افسرده وغمگین بر تخت خویش نشسته است کسی را یارای آن
نیست تا در چنین دقایق پر تشویشی با او همدم شود وسخنی گوید .
عروس دختری خلیده در دگرگونی بی سابقه ای که روح او را به یکباره تسخیر کرده است به اتاق خویش پناه می برد و در تنهایی خود گم می شود وانتظار می برد تا خواب چه هنگام از راه فرا رسد.
پایان قسمت اول